جراحی سینه  

جراحی سینهبزرگي غير طبيعي سینه خانم ها صرفا يک مشکل زیبايی نيست. بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري در دراز مدت دچار درد هاي شانه و فقرات گردني و ضايعات پوستي در چين زير سينه ها
ميشوند . با اين حال کسب نتايج ايده آل از نظر زيبايي و حفظ کار کرد شير دهي و حس نوک سينه بعد از عمل جراحي نيز ضروري است. ابتدايي ترين روش کوچک کردن سينه جدا کردن نوک و
هاله سينه به طور کامل ،کوچک کردن سينه با برداشتن بخشي از آن و بازگرداندن مجموعه هاله و نوک سينه به صورت پ

ادامه مطلب  

جراحی سینه  

جراحی سینهبزرگي غير طبيعي سینه خانم ها صرفا يک مشکل زیبايی نيست. بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري در دراز مدت دچار درد هاي شانه و فقرات گردني و ضايعات پوستي در چين زير سينه ها
ميشوند . با اين حال کسب نتايج ايده آل از نظر زيبايي و حفظ کار کرد شير دهي و حس نوک سينه بعد از عمل جراحي نيز ضروري است. ابتدايي ترين روش کوچک کردن سينه جدا کردن نوک و
هاله سينه به طور کامل ،کوچک کردن سينه با برداشتن بخشي از آن و بازگرداندن مجموعه هاله و نوک سينه به صورت پ

ادامه مطلب  

جراحی سینه  

جراحی سینهبزرگي غير طبيعي سینه خانم ها صرفا يک مشکل زیبايی نيست. بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري در دراز مدت دچار درد هاي شانه و فقرات گردني و ضايعات پوستي در چين زير سينه هاميشوند . با اين حال کسب نتايج ايده آل از نظر زيبايي و حفظ کار کرد شير دهي و حس نوک سينه بعد از عمل جراحي نيز ضروري است. ابتدايي ترين روش کوچک کردن سينه جدا کردن نوک وهاله سينه به طور کامل ،کوچک کردن سينه با برداشتن بخشي از آن و بازگرداندن مجموعه هاله و نوک سينه به صورت پي

ادامه مطلب  

خواهر تو  

دیروز تشنه بودمو تشنگی تا سر حد مرگ آزارم داداز حال رفته بودمآنقدر تشنه بودم که خوابم نمی برد و توان حرکت کردن نداشتم
ناگهان دلم رفت به کربلای تو حسین جانو به خواهر تو چشم دوختمخواهری تشنه زیر بار داغ های متعددزیر پوشش فراوان و زیر آفتاب داغ عراق در بیابان
خدای من برای زینب چه سخت بود آن لحظاتبرای زینبخواهر تو خواهر مهربان توو بعد اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم برای خواهر تو

ادامه مطلب  

گریه نکردن سخت است !  

 
 
ژولیت بینوش می گوید: فیلمنامه ی "آبی" را که خواندم یک روز تمام اشک ریختم...،
این تلخ ترین داستانی بود که خوانده بودم. و می ترسیدم از پس این نقش برنیایم چون نباید گریه می کردم!!
من هم هر دو باری که فیلم "آبی" را دیدم تمام روز اشک ریختم
و حالا می ترسم نتوانم از پس زندگی ام بربیایم چون نباید گریه کنم!...گریه نکردن سخت است...
به خدا خیلی سخت است؛ خیلی سخت!
و من نمی دانم چرا کیشوفسکی این چیزها را می فهمد اما تو نمی فهمی!
کیشلوفسکی هم مرد است دیگر، نیست!؟


ادامه مطلب  

کمندِ احسان  

 
 
 نه آ شنا يى     كه گاه گاهى    دلم بجو يد    به گفت وگويى‏
 نه ناشناسى    كه با  نگاهى    مراكندخوش   به  آر ز و   يى‏
 نه يارشوخى   كه با دل من       ز بى‏ وفايى    كند جفا يى‏
 نه دلر با يى    به د امن من       دمى نشيند     كنار جويى‏
 نه مُرغِ زارى    به مَرغزارى          كه با نوايى     دلم  نو ا زد
 نه گلسِتانى     نه باد لطفى      كه شادسازد    مرابه بويى‏
 دگرنه اشكى   بوَدبه چشمم      كه ريزد آبى     به آتش دل‏
 دگر نه آهى   

ادامه مطلب  

برپایی نمایشگاه دفاع مقدس  

شايد جنگ تمام شده باشد ولي هنوز مبارزه ادامه دارد هنوز ازلابه لاي سيم خاردارها و اعماق رمل ها و سينه کش کوه ها پلاک هايي هستند که منتظرند  هم صاحبان پلاک ها وهم آن هايي که سينه به سينه هم در قطعات بهشتي شهرهايمان آرميده اند‍‍ منتظر هستند.
به مناسبت هفته دفاع مقدس در کتابخانه برادران شهيد صالحي شهر پيش قلعه  نمايشگاهي با محوريت دفاع مقدس و 8 سال حماسه غرور آفرين با همکاري اعضاي فعال  برپا شده است . سليمي مسئول کتابخانه برادران شهيدصالحي افز

ادامه مطلب  

چشم من  

چشم من بيا منو يارى بكن.. گونه هام خشكيده شد كارى بكن.. غير گريه مگه كارى ميشه كرد؟ كارى از ما نمياد ، زارى بكن!
اون كه رفته ديگه هيچوقت نمياد ، تا قيامت دل من گريه ميخواد ، قصه ى گذشته هاى خوب من ، خيلى زود مثل يه خواب تموم شدن.. 
حالا بايد سر رو زانوم بزارم ، تاا قيامت اشك حسرت ببارم!
دل هيشكى مثه من غم نداره.. مثه من غربت و ماتم نداره. حالا كه گريه دواى دردمه ، چرا چشمم اشكشو كم مياره؟
خورشيد روشن مارو دزديدن.. زير اون ابراى سنگين كشيدن. همه جا رنگ س

ادامه مطلب  

عشق يعني يه پلاك كه زده بيرون از دل خاك  

عشق يعني يه پلاك كه زده بيرون از دل خاك
عشق يعني يه شهيد با لبهاي تشنه سينه چاك
من از اهالي ديار عشقم من از قبيله و تبار عشقم
هنوزم از دم امام امت هلاك عشق و بي قرار عشقم
عشق يعني يه پلاك كه زده بيرون از دل خاك
عشق يعني يه شهيد با لبهاي تشنه سينه چاك
منم كه جا موندم از شهادت به حق قرآن و حق عترت
اميد من اينه كه با ولايت چه رونقي شده به كار عشقم
عشق يعني يه جوون يه جوون بي نام و نشون
عشق يعني يه نماز با وضو گرفتن توي خون
عشق يعني يه پلاك كه زده بيرون ا

ادامه مطلب  

سبكباران ساحل ها  

زنده یاد فریدون مشیری
لب دريا، نسيم و آب و آهنگ، شكسته ناله هاي موج بر سنگ.
مگر دريا دلي داند كه ما را، چه توفان ها ست در اين سينه تنگ !
تب و تابي ست در موسيقي آب كجا پنهان شده ست اين روح بي تاب
فرازش، شوق هستي، شور پرواز، فرودش : غم؛ سكوتش : مرگ ومرداب !
سپردم سينه را بر سينه كوه غريق بهت جنگل هاي انبوه
غروب بيشه زارانم در افكند به جنگل هاي بي پايان اندوه !
لب دريا، گل خورشيد پرپر ! به هر موجي، پري خونين شناور !
به كام خويش پيچاندند و بردند، مرا گرداب

ادامه مطلب  

مفت و کوفت  

صد و خرده‌ای فونت کپی کردم و ریختم توی قسمت فونت همان که از کنترل پنل باز می‌شود. حالا فونت‌های  کامپیوترم فارسی ورد و حتی مرورگر بهم خورده. نمی‌دانم جدیدها کدام بوده که حذفشان کنم. بلد نیستم چکارش کنم. مسلما دارم به خودم فوش می‌دهم.

ادامه مطلب  

تقدیم به سردار خوبی ها ...... شهید محمد ابراهیم همت  

عشق يعني « همت » و يک دل خدا
توي سينه اشتياق کربلا
عشق يعني شوق پروازي بزرگدر هجوم زخم‌هاي بي‌صداعشق يعني قصة عباس و آبدر « طلاييه » غروب آفتابعشق يعني چشم‌ها غرق سکوتدر درون سينه، اما انقلابعشق يعني آسمان غرق خوندر شلمچه گريه‌گريه.... تا جنونعشق يعني در سکوت يک نگاهنغمة انا اليه راجعونعشق يعني در فنا نابود شدندر ميان تشنگان ساقي شدنعشق يعني در ره دهلاويهغرق اشک چشم، مشتاقي شدنعشق يعني حرمت يک استخوانيادگار از قامت يک نوجوانآنکه با خون ش

ادامه مطلب  

 

اين شهر
همين
نبودت را کم داشت
که کامل شد
نه
نبايد تو را
به انزواي اتاق
به رنج شعر
به فصل سرد سينه‌ام
بخوانم
تو
يک‌بار براي هميشه
به مهره‌ي سياه نگاهت
تمام مهره‌هاي حواس من را
بردي
نه
تو را نبايد
بخوانم ، نبايد
تو
هرگز
به آغوش من
باز نمي‌گردي
اين
سطر اول همه شعرهايي‌ست
که نانوشته مي‌مانند
 
سيدمحمد مرکبيان
 

ادامه مطلب  

پيچيده تر از هرچه بگويم شده مويت...  

 
گفتي كه برو حضرت آقا! شدني نيست! پس حاصل جمع من و تو ما شدني نيست! در سينه ي من عشق گذاري شده گويا بمبي ست در اين سينه كه خنثي شدني نيست با لشكر بهرام در افتاده مگر باد! ساقی، گره ي روسريت وا شدني نيست! پيچيده تر از هرچه بگويم شده مويت حل كردن اين گونه معما شدني نيست! زنبور عسل روي لبانت زده كندو شيريني لب هاي تو معنا شدني نيست! آغوش تو هم امن و هم زلزله خيز است در نقشه چنين نقطه كه پيدا شدني نيست! گيرايي چشمان تو درصد نپذيزد آن قدر كه با نامه و نال

ادامه مطلب  

دیوانه...  

امروز نصیحتهای جانانه ای شنیدم..وقتی بزرگ ب من میگفت دختر با پسر فرق دارد ی لحظه ب خود آمدم ک حرف کاملا متینیست..دیروز 1سال از نبود کامران گذشت چ بی اندازه اشک ریختم..چ بی اندازه از خدا خواستمش..ولی بزرگ میگفت خودخوری نکن..نگو چرا چون مصلحت خدا چون و چرا برنمیدارد..هنوز هم با عمق وجودم خواستارمش..عزیزم سالگرد نبودت تسلیت کامرانم..

ادامه مطلب  

تیربار  

وبلاگ گردان ابوذر خاطره شهدا را اینگونه بازگو می کند:
سر تيربار به طرف ني‌زارهاست . به دلیل تيراندازي مداوم شاخه‌هاي ني­زار شكسته و خورد شده . حدس می‌زنم با رگبارهایي كه آنان ديوانه­وار به سوي ساحل و ني­زار می‌زنند ، هيچ كدام در امان نخواهيم ماند . در همين فكرم كه ناگهان درد شدیدی در زانویم احساس می‌کنم . گلوله­اي به کاسه زانوی پاي راستم می‌خورد و درد و خونريزي شروع می‌شود . یک لحظه هم مکث نمی‌کنم بی‌درنگ به حركت و سينه ­خيز خود ادامه می

ادامه مطلب  

ب علت كمبود متن عاهنگ ميزارم:(  

ببين....دله من درارو همه بست....
تو دلم كى بى جز تو نشست...
عاخه آشقتم تو ب آشقى ميگى هوس....
همش هوسه تورو داره دلم...
ديوونته چاره نداره دلم....
ب تو دلو بسته دوباره دلم....
اشقه تو كاره دلم...
نفس نفسم تورو داد ميزنه....
نفس توى سينه سدات ميزنه...
نگاه تو مسله جوابه منه....
تعبير خابه منه...

ادامه مطلب  

سپیده  

                                                 در سال‏ هايى كه دانشجو بودم، هفته‏ اى يك ‏بار ساعت 5 صبح 
                                                 با اتوبوس از قم به تهران مى‏ آمدم، و در نيمه ی راهِ تهران دمیدن
                                                 خورشداز دامنِ افق راتماشامی کردم.این شعربه تأثیرمشاهده ی
                                                 طلوع خورشد سروده شد و در روزنامه ی »استوار» قم چاپ شد. .
                  

ادامه مطلب  

لنگر سرخ...  

كشتي آغوش تو  وا مي شود
يك سفر در دور دنيا مي شود
چشم تو دريا و من يك ناخدا
با تو اقيانوس زيبا مي شود
لنگر سرخ لبان مست تو
بر خليج قلب من جا مي شود
تور مژگانت مرا در بند كرد
مرغ ماهي خوار رسوا مي شود
بغض خشم آلود تو چون ناو بود
خارج از رادار پيدا مي شود
زير دريايي قلب پاك تو
جفت ماهي هاي پريا مي شود
آخرين تنگ غروب سينه ات
خفته در امواج دريا مي شود.
 
(عباد)
 

ادامه مطلب  

زره گوفی  

بیست و سه سالم بود که برای اولین بار فرو ریختم. به فکر افتادم بروم واحد مشاوره دانشگاه. آنجا اول با یک روانشناس مشاور زن حرف زدم. وقتی فهمید قضیه از چه قرار است، ارجاعم داد به یک دکتر روانشناس مرد. چند جلسه با هم حرف زدیم و من همه چیز را ریختم روی دایره. تشخیص داد خیلی حالم خراب است و ممکن است نیاز به دارو داشته باشم. یک جلسه با روانپزشک برایم ترتیب داد. روشن بود که مثل همه روانپزشک ها گوش شنیدن ندارد و کارش فقط این است که دارو بنویسد. ولی حرفی زد

ادامه مطلب  

 

خوابیدی... 
اما من خواب ندارم...
اشک دارم ولی.زیاد
ترس هم دارم ، زیاد تر
غرورم هم ترک خورده.
قلبم ، قلبم اما کامل شکسته. تکه هایش را هم 10 بار شمردم.
فکرم، کار نمیکند اما دهانم ، چرا
من ، من نیستم.
امشب من دیوانه ترینم
مگر میشود دوستت داشت و عاقل بود؟ 
او من را دوست ندارد ، میگوید حرف هایم دروغ است . شاید ریختم را هم دوست ندارد
راستش مادرم هم زیاد قیافه ام را دوست ندارد کلن زیاد من را دوست ندارد اما تا به حال
از پیشم نرفته. او اما ترسی ندارد ، دوستم ندا

ادامه مطلب  

غزلــی ساختم از وزن النگــوهايت *  

غزلــی  ساختم  از  وزن  النگــوهايت
به پريشان شدن قسمتی از موهايت
 
غزلی ساختم از شيوه شهرآشوبيت
برگرفتـــه  شده  از  قصــه  ابروهايت
 
حس خوب غزلم را به چه تشبيه كنم؟
جز بــه احساس بغــل كردن بازوهايت
 
آنقــدر واژه بـرای غـــزلم داد بـه من
كوچه باغی كه مرا برد به گردوهايت
 
بی تو آرامش اين شعر به هم مي ريزد
ای بــه قــربان سكــــوت سر زانوهايت
 
موج دريای تنت وقت سرآسيمه شدن
دلبـــری می كند از جمله جاشوهايت
 
كودكی هستم و در حسرت چشم عسلي

ادامه مطلب  

تبريك روز همسر و پدر  

سلام به همسر بهتر از جانم
عزيزم از اينكه براي من همسر مهرباني و براي فرزندان پدري نمونه هستي روزت رو از صميم قلبم تبريك مي گم  گلم نمي دونم با دستان خالي چگونه محبتم رو به شما ابراز كنم ولي دوست داشتم با يك كادوي خيلي قشنگ قدردان تو باشم ولي از حضرت علي (ع) مي خوام كه هيچ زماني عشق منو در سينه تو هيچ زماني كم نكنه و هميشه وسط قلبت نشسته باشم و اجازه ندم جاي منو كسي ديگه اي بگيره ، اره من حسودم ، حسود ، عاشقم ، عاشق تو ، بفهم ، درك كن دوست دارم من ع

ادامه مطلب  

دیب دمینی سلخ کلده:)  

یلوم دوسیامممم♥
عسل جون بازم کدبانو گری کردهههه
دیب دمینی سلخ کلدهههه
خوب امروز ننه بابام خونه نبیودن
من تهنا بودمممم
صدای قار و قوره نیکمم کله محله رو ورداش
تمصیم گرفتم یه چیزی زهره مار کنم
دقیقا هیچی تو پخچال نداشتندی
ناگتمونم تموم شده بود:|
تخ تو تخم نداشتندی:|
تصمیم گرفتم سیب زمینی سلخ کنممم
چن تا سیب زمینی برداشتم و شورو کردم به پوس کندن
اگه فک کنین دستمو بریدم ازتون نمیگذرم:|
سیب زمینیارو به قطعات کاملا مساوی تخصیم کردم
بعد تو همون ماه

ادامه مطلب  

 

وقتی میخوای صبح بری دانشگاه و ﺗﻮﯼ تخت خوابتی :ﺳﺎﻋﺖ ۶ﺻﺒﺤﻪ ، ۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو ﻣﯿﺒﻨﺪﯼو یه دفه چشماتو باز می کنی می بینی ساعت شده ۷:۴۵دقیقه..حالا ﺗﻮﯼ ﮐﻼﺳﯽ :ﺳﺎﻋﺖ ۹:۳۰ﺻﺒﺤﻪ ، ۵ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭼﺸﻤﺎتو میبندی ﻭ بعد باز می کنیﺳﺎﻋﺖ هنوز ۹:۳۱ ﺩﻗﯿﻘﻪ س (مورد داشتیم ۹:۲۹دقیقه گزارش شده)
 
*
پیشاپیش رسیدن ماه مهر را به شما دانش آموزان تسلیت میگویمبه قول باب اسفنجی:گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه ??
 
*
والا ما هر سایتی رفتیم همه از جاستین ب

ادامه مطلب  

 

امروز اول مهر بود و من غمگین بودم ... بیدار شدم و غمگین بودم . همسرم را دیدم و در اغوش کشیدم و غمگین بودم . خندیدم و غمگین بودم . خودم را در آینه دیدم و غمگین بودم . راه رفتم و غمگین بودم . بغض کردم و غمگین بودم . گلدان هایم را آب دادم و غمگین بودم . آواز خواندم و غمگین بودم . اشک ریختم و غمگین بودم . به تو فکر کردم و غمگین بودم . من یک مادر بودم و غمگین بودم . امروز اول مهر .....غمگین بودم .
 

 
 
 

ادامه مطلب  

 

سلام نفس
دیشب خوابتو دیدم .وچه آرامشی تو خواب بهم دادی الان هم با همون حس آرومم هرچند خیلی دلتنگتم خیلی به حدی که کلی گریه کردم.
دمت گرم که به فکرمی وبه خوابم اومدی .
نفس هرچی فکر میکنم نمیتونم  با رفتنت کنار بیام .نمیتونم بانو
باور کن کلی کار سر خودم ریختم تا کمتر فرصت فکر کردن داشته باشم اما تو همه ی کارام توهستی .خودت میدونی من همه کارامو به تو میگفتم وتو از همشون خبر داشتی . هرجا میرم هر کاری میکنم تو هستی نفس .
گاهی ساعتها با عکسات حرف میزنم

ادامه مطلب  

منتظرم  

سلام نفس
دیشب خوابتو دیدم .وچه آرامشی تو خواب بهم دادی الان هم با همون حس آرومم هرچند خیلی دلتنگتم خیلی به حدی که کلی گریه کردم.
دمت گرم که به فکرمی وبه خوابم اومدی .
نفس هرچی فکر میکنم نمیتونم  با رفتنت کنار بیام .نمیتونم بانو
باور کن کلی کار سر خودم ریختم تا کمتر فرصت فکر کردن داشته باشم اما تو همه ی کارام توهستی .خودت میدونی من همه کارامو به تو میگفتم وتو از همشون خبر داشتی . هرجا میرم هر کاری میکنم تو هستی نفس .
گاهی ساعتها با عکسات حرف میزنم

ادامه مطلب  

نيمه ي گم شده ام ، من گم شده را درياب  

پاييز قبل از آمدن بر من شبيخون زده
امشب بر در و ديوار و سقف خانه ام اندوهي غريب حاكم شده
انگار قلبم مي خواهد از قفسه سينه ام بيرون بزند
كلافه ام
به هر سو نگاه ميكنم
گريزي نيست
راهي براي برگشتن به گذشته و جبران آنچه كه نمي بايد مي شد اما شد ، نمي بينم
آن روزها ترديد را آنقدر در گوشم خواندند كه در كوچه هاي تاريك اضطراب ، خودم را باختم
و با شكنجه ي سرنوشت ، نتوانستم دوام بياورم اسم شبم را لو دادم و تسليم شدم
و حرف آخر اين شد : خيانت به تو .
من با ديگري

ادامه مطلب  

 

دو تا رفیق عاشق یک دختر میشن  دختره میگه من 2 جام مشروب برای شما میارم  تو یکیش زهر ریختم....  هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه...! رفیق اولی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه، رفیق دومی میخوره میگه: به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه.  بعد دختره یه پیک میخوره میگه زهر تو این بود!  میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو رفیق به هم نخوره... به افتخاره همه دختر پسرهای باوفا وبامرام...
 

ادامه مطلب  

 

* من عاشق كمربند. و گل سينه مي باشم... عاااشق
 
** اون تي شرت سورمه اي ِ تام تيلورش، يا اون قرمز ارماني-ه... اخ
 
*** امشب بله برون پسر طفلكيه س... تو اين ٢-٣ روز كه شنيدم، دلم مي خواست بش تكست بدم. يه تكستي بدم كه همه چي بهم بخوره. چون بدجنسم؟ نع... چون دلم مي خواس احساس قدرت كنم. كه به يه دختر ١٧-١٨ ساله ثابت كنم كه اين پسره منو بيشتر از تو دوس داره و اگه يه كوچولو بش نيگا كنم، همممه قول و قرارشو بات بهم مي زنه... كه نه به يه دختر ١٧-١٨ساله، به همه ي فاميل... 
 

ادامه مطلب  

سوگواري ماه محرم  

حسينه يرلر آغلار گويلر آغلار-بتول و مرتضي ،پيغمبرآغلارهمزمان با ورود ماه محرم ايام سوگواري حضرت آقا اباعبدالله و هفتادودوتن يار و اصحاب و اهل بيتش ،در روستاي تاريخي و فرهنگي مذهبي ليلاب نيز اهالي شال سياه بر پيشاني بسته و با احرام لباس سياه خود را براي اجراي مراسمات عزاداري آماده مي نمايند .در اين روستا ضمن آماده سازي كوي و معابر و نصب پرچم ها و نوشته هاي مختلف در رساي آن حضرت مردم در قالب دستجات حسيني به سينه زني و نوحه مي پردازند و با به ي

ادامه مطلب  

گئجه لر  

حسن رخساري روياده چکرديم قلمه قلبيمي قاب ائليوب قابه سالارديم گئجه لربونا خاطر کي آدين دوشميه اغيار الينه دوز کيمي آديوي يازديقجا يالارديم گئجه لربئله سيزلاردي اوره ک يادينا سالديقجا سني قوش کيمي يئرده دوشرديم چاپالارديم گئجه لربلکه سن ساغ ياشييب ساغ دولانيب ساغ گزه سن گوزه ليم هر قادان اولسايدي آلارديم گئجه لرگوزلرين ياديمه دوشدوکجه اسه ردي بدنيم سينه مي ديرناق آتارديم پارالارديم گئجه لرتابلو اوستونده چکرديم سني مين زحمتيلن بير باخ

ادامه مطلب  

عشق يعني يه پلاك ...  

عشق يعني يه پلاك كه زده بيرون از دل خاكعشق يعني يه شهيد با لبهاي تشنه سينه چاكعشق يعني يه جوون يه جوون بي نام و نشونعشق يعني يه نماز با وضو گرفتن توي خونعشق يعني يه پدر كه شب ها بيداره تا سحرعشق يعني يه خبر خبر يه مفقود الاثر

ادامه مطلب  

اکورد اهنگ گله از سیاوش قمیشی  

     یکی از کارای زیبای ستاد قمیشی اینه خیلی شعر قوی داره.امیدوارم خوشتون بیاد.
گله
سیاوش قمیشی
ریتم6/8سنگین
 
گله
C................................................................B
عجب اي دل عاشق..............تو هم حوصله داري
B.................................Am.........................
تو اين سينه نشستي............هزار تا گله داري
C.....................................................................
يه روز عاشق نوري............يه روزي سوت و كوري
B.....................................Am....................
يه روز مثل حبابي...............يه روز سنگ صبوري
B.................Am...............B.......

ادامه مطلب  

اي مادر عزيز  

اي مادر عزيز كه جانم فداي تو
قربان مهرباني و لطف و صفاي تو
هرگز نشد محبت ياران و دوستان
همپايه ي محبت و مهر و وفاي تو
مهرت برون نمي رود از سينه ام كه هست
اين سينه خانه تو و اين دل سراي تو
اي مادر عزيز كه جان داده اي مرا
سهل است اگر كه جان دهم اكنون براي تو
خشنودي تو مايه ي خشنودي من است
زيرا بود رضاي خدا در رضاي تو
گر بود اختيار جهاني بدست من
ميريختم تمام جهان را به پاي تو
 
شاعر : ابوالقاسم حالت
منبع : كتاب فارسي سوم دبستان 1369
********************************
سلا

ادامه مطلب  

خدای من! گلهای آفتابگردان در روزهای ابری بلاتکلیفند مثل من و روزهای بی تو بودن+ عکس  

وابستگیه زیادم اصلا خوب نیستالبته این سری مشکل بنده از روی وابستگی فکر کنم نباشهفکر کنم بخاطر پیش زمینه های بدی که داشتم انقدر بهم ریختمامروز صبح محمد سفر کاری داشت و رفتن مشهددیروز که بهم خبر داد خیلی حالم گرفته شد...حالا جالب اینجاس که ۷صبح پرواز داشته و رفته و ۱۰ شب هم بر میگرده. اما داغونم حسابیطفلی بابا وقتی تو ماموریت مشهد بودن اون فاجعه رخ داد...حالا هروقت محمد میره مشهد کلا میریزم بهممتاسفانه زیادم میره. از دیشب ی کلام حرفم باهاش نزدم

ادامه مطلب  

ستار خان  

ستارخان در خاطراتش میگوید: من هیچوقت گریه نکردم چون اگرگریه میکردم آذربایجان شکست میخورد واگر آذربایجان شکست میخورد ایران شکست میخورد.  اما در زمان مشروطه یکبار اشک ریختم . آن زمان که 9ماه بود در محاصره بودیم بدون آب بدون غذا . ازقرارگاه آمدم بیرون. مادری را دیدم با کودکی در بغل . کودک ازفرط گرسنگی به سمت بوته علفی رفت و بدلیل ضعف شدید بوته را باخاک ریشه میخورد.باخودم گفتم الان مادر کودک مرافحش میدهد ومیگوید لعنت به ستارخان. اما مادر، فرزند ر

ادامه مطلب  

...  

چند روزی بود گوش راستم عفونت کرده بود و دیروز داشتم بی حال میشدم . سرم به دوران افتاده بود و چشم هاش تار میشد . اول گوشم خارش داشت فک کردم ممکنه قارچ باشه و با تجویز خودم قطره ضد قارچ ریختم توی گوشم اما دیدم گوشم کپ شد و و رفته رفته میزان درد گوشم گسترش پیدا کرد و خارش هم برطرف نشد . احساس خوبی نبود . رفتم بیمارستان خودمان آنجا بود که یکی از پزشک های آشنا نگاه کرد و گفت قارچ نبوده و عفونت شدیده و هم چنین گفت اشتباه بزرگی کردم که خودم دستکاری کردم گ

ادامه مطلب  

نمیخوام ناراحتش کنم .  

عزیز خیلی دوست دارم بهت زنگ بزنم ولی بدجوری بهم ریختم .
با هر کلمه حرفی بغضم میگیره ...
منی که تو را نصیحت میکردم حالا یکی باید خودم رو اروم کنه .
انگاری وسط ی مرداب افتادم که نمیتونم خودم رو نجات بدم .
میگی چیکار کنم ؟
دلم خیلی غصه داره ...
چقدر همه جا تاریکه .
این روزها مزاحمت نخواهم بود چون میترسم با حرفام ناراحتت کنم . . .
دلم نمیخواد تو را هم درگیر خودم کنم .
دلم میخواد ی جای خلوت پیدا کنم و چند ساعت طولانی گریه کنم تا اروم بشم .
کاش پیشم بودی

ادامه مطلب  

السلام علیک یا حسین بن علی  

توی تنگه چزابه بودیم. از دور دیدم یکی از برادرها، که لباس سپاه تنش بود،روی نفر بر ایستاده.هنوز چشمم به بود که گلوله ای کنارش منفجر شد.شکم و دل و روده اش ریخت بیرون.وضعیتی بود.یادمان رفت گلوله باران است. دویدیم طرفش.تا من را دید،گفت:برادر ارتشی،می توانم خواهشی بکنم؟
فکر کردم می خواهد بگوید من را ببرید عقب.گفتم:آقا جان این وظیفه ی من است شما را برسانم بیمارستان.خواهش ندارد.
گفت:نه،کار من از بیمارستان گذشته.
گفتم:خب، پس چی؟
گفت: خواهش می کنم سمت ک

ادامه مطلب  

وقتای دلتنگی!!!  

امشبم از اون شباس که تنهایی دورت کرده و میخوای باکسی از خودت بگی اما هرچی میگردی اونی که بایدو پیدا نمیکنی..
دلتنگی وجود کسیو حس میکنی و تلویزیونم روشن و پشت هم آهنگایی پخش میکنه که بغضت بیشتر یادت میاره.
لعنت به پنجشنبه جمعه هایی که پیش روم هستن و منو درگیر میکنن....
لعنت به غرور و نادونی..
لعنت به احساسی که باعقلت دشمن..
لعنت به دوست داشتنایی که دوطرف تاته خط باهمن اما شرایط ازهم دورشون میکنه..
کاش توی اونشب انقد یادم نمیومدی تا یادت کنم و دعات

ادامه مطلب  

27 خرداد  

چند روزی بود دل و دماغ نوشتن نداشتم خیلی روزای بدی دارم با علیرضا خیلی رابطمون خراب شده اصلا هیچ میل و رغبتی به بودن کناره م نداریم همه کارامونو داریم به زور انجام میدیم
راستی یا فردا یا پنج شنبه عمل میکنم پولشم ریختم
هییییییییییییییییییییییییی یه 9 روزی هست رژیم دارم قند نخوردم و خیلی کم میخورم
خیل خوبه دیگه دارم عادت میکنم
ایشاالاا ترد میلم میخرم به همین زودی ها
خیلی دلم گرفته یکم نگرانم برای عمل میترسم از عوارضش ولی خب
راهی که رفتم باید

ادامه مطلب  

روز مرگم..  

روز مرگم،هر که شیون کند از دور و برم دور کنید همه را مست و خراب از می انگور کنید مزد غـسـال مرا سيــــر شــــرابــــــش بدهيدمست مست از همه جا حـــال خرابش بدهيدبر مزارم مــگــذاريــد بـيـــايد واعــــــظپـيــر ميخانه بخواند غــزلــي از حــــافـــظجاي تلقــيـن به بالاي سرم دف بـــزنيـــدشاهدي رقص کند جمله شما کـــف بزنيدروز مرگــم وسط سينه من چـــاک زنيـداندرون دل مــن يک قـلمه تـاک زنـيـــــــدروي قــبـــرم بنويـسيــد وفــــادار

ادامه مطلب  

 

با اميدي گرم و شادي بخش با نگاهي مست و رويائي دخترك افسانه مي‌خواند نيمه شب در كنج تنهائي: بي گمان روزي ز راهي دور مي‌رسد شهزاده‌اي مغرور مي‌خورد بر سنگفرش كوچه‌هاي شهر ضربه سم ستور باد پيمايش مي‌درخشد شعله خورشيد بر فراز تاج زيبايش. تار و پود جامه‌اش از زر سينه‌اش پنهان بزير رشته‌هائي از در و گوهر مي‌كشاند هر زمان همراه خود سوئي باد...... پرهاي كلاهش را يا بر آن پيشاني روشن حلقه موي سياهش را مردمان در گوش هم آهسته مي‌گويند «

ادامه مطلب  

آقا جان دل ما و دست شما / ما را پناهی بده یا علی بن موسی الرضا(ع)  

(بسم الله الرحمن الرحیم)
دگر باره کوچه باغ دلتنگي هايم را با پرتويي از شعاع شما منتهي ميکنم تا روي قلب خسته ام نامتان را در تنهاترين غربت ها لمس کنم وانگشتان نيمه جانم را براي گرفتن بارگاهتان التماس مي کنم !
تارو پود وجودم يخ زد...از همان لحظه اي که براي بار آخر از باب الرضا دست به سينه از محضرتان خداحافظي کردم ...مولا اينجا هوا بس نا جوانمردانه سرد است ....آتش غفلت روز به روز شعله ور تر مي شود و کار وکاسبي وجدان روز به روز کساد تر !!!
از شما دورم اما

ادامه مطلب  

 

سخته........درد داره ساعت03:00شب وسط کل لوس بازیای عاشقونه هزار مدل قربون صدقه های از ته دل یهsmsبهش میدی بااین مضمون 
aziizam asheghetam
یک دقیقه بد..........................
دودقیقه بد............................
سه دقیقه بد.........................
دقیقه ها پشت هم میگذره وتو منتظری اونم بهت بگه
man bishtar
آخه قبل اینکه شبا باهاش حرف نزنی خوابت نمیبره
نگران میشی...................
بهش زنگ میزنی....................
داغون میشی.......................
خوردمیشی.......................
پیرمیشی.......................
قلبت ب دردمیاد............................

ادامه مطلب  

خشکسالی کمر کشاورزان قوچان را شکست  

روستاهای فاجعه زده قوچان درسال93 اینجا روستاهای یزد ، سمنان و کویر مرکزی ایران نیست اینجا زمینهای خشک و تشنهروستای بیگ نظر قوچان هستش ( من با دیدن چنین صحنه ای بی اختیار اشک ریختم!) نه چیزی کشت شده ، نه چیزی روییده و نه چیزی برداشت خواهد شد کشاورزی شمالشرق نابود شد روستای بیگ نظر قوچان

 
 
 
 

ادامه مطلب  

دلنوشته ۴۲  

دلم گرفته اي دوست! هواي گريه با من
گر از قفس گريزم، كجا روم، كجا من؟
كجا روم؟ كه راهي به گلشني ندانم
كه ديده برگشودم به كنج تنگنا، من
نه بسته‌ام به كس دل، نه بسته دل به من كس
چو تخته پاره بر موج، رها، رها، رها، من
ز من هر آن‌كه او دور، چو دل به سينه نزديك
به من هر آن‌كه نزديك، ازو جدا، جدا، من!

ادامه مطلب  

پرواز عجیب گنجشک  

 شهید علیرضا خاکپور در دفترچه یادداشتش نوشته بود:منطقه ای چند بار بین ما و عراقی ها تو شلمچه دست به دست شد..نشسته بودم جلوی سنگر که گنجشکی آمد چند متری ام روی تل خاکی نشست...بر و بر نگاهم میکرد.. به یکی از بچه ها که پیشم نشسته بود؛گفتم این گنجشک گرسنه هست... بلند شدم چند تکه نان خشک رو بردم یک متری اش ریختم. نخورد. یکی از بچه ها سنگی به طرفش پرتاب کرد که گنجشکک من برو خمپاره میخوری ها..پرید..چرخی زد و دوباره برگشت و همان نقطه نشست. یکی از بچه ها دوب

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1